تبليغاتX
حلاوت رهایی

حلاوت رهایی
وقتی عشق به خدا رو تجربه کنی رها میشی از همه چیز
Blog Previous
 

متولد شدم

پاک پاک

جشن می گیرم

سالروز روزی را که

" پاک" بودم

حالا این "من " هستم

که نباید باشم ...

[ چهارشنبه 7 دی1390 ] [ 18:0 ] [ فاطیما ]
 

تا اطلاع ثانوی

تعطیل است ...

[ سه شنبه 14 تیر1390 ] [ 12:20 ] [ فاطیما ]
!!!!!!

دنیا برایم تنگ شد

وقتی

نتوانستم

وغریبه دیدم تو را ...

نوازشم می کنی؟

هر چند نتوانستم

بخواه

همین کافی است

[ سه شنبه 27 اردیبهشت1390 ] [ 20:59 ] [ فاطیما ]
!!!

تند تند

خیلی تند

می گذره ...

 

[ شنبه 7 اسفند1389 ] [ 13:37 ] [ فاطیما ]
!!!

خبری نیست

درجا میزنم هنوز

در جایی که جایم نیست

در جایی که نمی خواهمش

در جایی که سال هاست جا مانده ام

...

[ یکشنبه 19 دی1389 ] [ 18:49 ] [ فاطیما ]
" گمشده "

در لابه لای روزهای روزگار ٬

خم کوچه ی زندگی

در هجوم گردبادی از منیت ها

و غفلت ها

گم شدم ... در دنیا

مثل بچه ی گمشده ای

بهت زده و غمگین

انتظار دیدار آشنایی

در وجودم زبانه می کشد

و هنوز

در اضطراب می یابم

تنها و گمشده

خود را

باید

در جستجوی چیز دیگری بود

...

 

 

 

[ دوشنبه 10 آبان1389 ] [ 13:27 ] [ فاطیما ]

!!!

اینکه در سینه ات می تپد تا ابد خواهد تپید؟

منگی و نمی داانی نمی خواهی بدانی

ماندن تو تپدینت برای پاس کردن واحدهای درسی نیست

برای چشیدن و نوشیدن نیست

ماندنت برای ماندن نیست برای ماندگاریست

نمی فهمی انگار

عکس خاک و خاکریز و چهره ی خاکی را نمی فهمی

در چهره ی آنان که فهمیدند خیره شو

خیره شو شاید نگاهی به تو کردند

شاید تو هم فهمیدی ...

[ یکشنبه 18 مهر1389 ] [ 13:48 ] [ فاطیما ]
 

اِلهی فَلَکَ اَسئَلُ اَن تَجعَلنی مِمّن یُدیمُ ذِکرَک ...

معبودا ٬ از تو خواهم که بگردانی مرا از آنان که همیشه در ذکر تواند ...

 

[ یکشنبه 21 شهریور1389 ] [ 11:42 ] [ فاطیما ]
۱+۱=۳ من تو خدا

مهربان کارگردانی کرد

نیمه ی گمشده ی الهی ٬مرا یافت

دستم را گرفت

و به خدا نشانم داد

این تاثیر گذارترین سکانس زندگی من است

[ سه شنبه 2 شهریور1389 ] [ 15:2 ] [ فاطیما ]
...

عاشقانه می پرستمت محکم ترین تکیه گاه

و تو عاشقانه تر می نوازییم

تب می کنم

می سوزم از محبتت

قدری یقین به ایمان مه آلودم ببخش

در انتظار سحر می مانم ...

 

 

 

[ دوشنبه 11 مرداد1389 ] [ 16:39 ] [ فاطیما ]
About

به نام نامی ات
به شوق شادمانی ات
دوباره صفحه های بی صدا ترانه خوان
و پاره های بی نگار پر نگار شدند
و باز های وهوی عاشقانه در گرفت
سرورا
این نگاره ها و دلنوشته ها
شاهکار توست
و ما در این میانه هیچ کاره ایم
به سوی توست چشم هایمان
پیشکش به تو اشک هایمان
جلا بده به نور خود قلب هایمان
Blog Custom